NayeGhalam | پایگاه خبری تحلیلی نای قلم ارومیه

روزنگار

حماسه‌ی امروز، امیدِ فردا

تاریخ انتشار: 1404/12/26 | 21:06

رقیه پورغفار

امروز عصر، هوای شهر به دلیل بمبارانهای اخیر، دل‌گرفته و خاکستری بود، و ابرهایی تیره بالای سرمان خودنمایی می‌کردند. زیر این ابرهایِ سنگین، خبری خوش در راه بود. انگار تمام این روزهای غم‌اندود و اندوهناک، مقدمه‌ای بود برای خبری که قرار بود آسمانِ شهرمان را روشن کند. 

در همین حال و هوا، ناگهان صدای آشنای آهنگ حماسی همراه با تصاویر پرتاب موشک بالستیک سجیل پخش شد، با ذکر خبر توسط گوینده تلویزیون، که خبر از پرتاب "موج ۵۴ از عملیات وعده صادق" را می‌داد؛ خبری از اصابتِ موفقیت‌آمیزِ موشک‌هایِ سپاه پاسداران شجاع کشورمان به ایادیِ ظلم. 

این صدا، مثلِ موجی از امید، در دلِ خانه‌مان پیچید. لبخندی ناخودآگاه بر لبان خانواده‌ام نشست. یادِ رهبر شهیدم افتادم، یاد بزرگان و بزرگ مردان فرمانده این مرز و بوم. یادِ ۸۴ تن از شهدایِ "ناو دنا" افتادم، یادِ کودکانِ معصوم میناب، یادِ خانواده‌ها و فرزندانِ این خاک که با بمب و موشک باران به خاک و خون کشیده شده‌اند، همه و همه در ذهنم زنده شدند. اما این بار همچون دفعات قبل، طعم این یادآوری، شیرین بود. لذت انتقام، طعم اقتدار. انگار فریاد "ما می‌توانیم" دوباره در سینه‌ها طنین‌انداز شده بود. همان‌طور که اخبار پیروزی را دنبال می‌کردیم، باران نم‌نم شروع شد. انگار آسمان هم به این خبر خوش، اشک شوق می‌ریخت. بوی خاک باران‌خورده، با عطر پیروزی درهم آمیخته بود. نگاهی به گلدان شمعدانی کوچکی که در دل خاک خشکیده، جان سخت کرده بود و هنوز غنچه‌های صورتی داشت، انداختم. این غنچه‌ها، مثل امید ما به آینده، استوار بودند.

کنار سفره‌ی افطار، با حلاوت خرما، زولبیا و بامیه، کنار خانواده نشسته بودیم. نه تنها سختی روزگار، که پیروزی امروز، سفره‌مان را رنگین‌تر کرده بود. صدای خنده‌ی بچه‌های طبقه بالا، که انگار طنین پیروزی را حس می‌کردند، در فضا پیچیده بود.

این باران، این لبخندها، این سفره‌ی پر برکت، این گلدان شمعدانی استوار، و مهم‌تر از همه، این اقتدار رزمندگان میهن عزیزمان، همه و همه، نوید رویشی دوباره بودند. انگار طبیعت به ما می‌گفت: "غمگین مباش. این خاک، خاک عشق است و مقاومت. زیر همین آسمان پیروز، دوباره سبز خواهیم شد. با هر قطره باران، با هر لبخند، با هر پیروزی، وطن را در دل‌هایمان استوارتر می‌کنیم و من، با تمام وجود، حس وطن‌پرستی و امید به آینده‌ای روشن‌تر را در خود احساس کردم.

 

 

ارسال نظرات