NayeGhalam | پایگاه خبری تحلیلی نای قلم ارومیه

نگاه؛

ستایش‌نامه فرهنگ ایرانی

تاریخ انتشار: 1405/01/25 | 20:02

دکتر رقیه پورغفار

سروده‌ی شورانگیز "ریم الورینی" شاعر آزاداندیش مسلمان تونسی، در رثای امام شهید آیت‌الله خامنه‌ای و میثاق با فرزند رهبرش آقا مجتبی خامنه‌ای که با آهنگی حماسی و سنگین عربی و با صدای سحرانگیز و دلنشین "جولیا پطروس" بانوی خواننده‌ی مشهور عرب‌زبان مسیحی همراه کلیپی دیدنی، این روزها در جهان طنین انداخته، بیش از آنکه یک شعر کوتاه حماسی و احساسی باشد، نوعی شهادت فرهنگی است؛ شهادت یک شاعر عرب از دور، اما با دلی نزدیک، عظمت تمدن و فرهنگ فاخر ایرانی را در قامت بلند قائد شهید می‌شناسد و می‌ستاید.

 شاعر، فراز و نشیبهای سخت تاریخی ملت بزرگ ایران را با زبانی شاعرانه توصیف و در برابر عزت، شرف و روح مقاومت مردم ایران تعظیم می‌کند و نگاه احترام‌آمیز و حق‌بین یک شاعر غیر ایرانی به فرهنگ غنی ایرانی در آن کاملا عیان است. 

ریم الوریمی وقتی این کلمات را آگاهانه کنار هم می‌چیند، در حقیقت از چیزی فراتر از مرزها سخن می‌گوید: از شرافت انسانی، استقامت در برابر دشواری‌های تحمیلی از سوی دشمنان ایران، و پافشاری مردم و رهبری بر ارزش‌هایی که نسل‌ها را زنده نگه می‌دارند. در سال‌هایی که بسیاری از جوامع دچار دودلی، تردید و فرسایش درونی شده‌اند، نگاه دقیق و در عین حال ظریف و شاعرانه این شاعر اندیشمند و شجاع تونسی به ایران، نوعی اذعان و افتخار و دلبستگی او به ایران و انقلاب اسلامی در مقابل شیطان بزرگ آمریکا و اسرائیل غاصب و غرب استعمارگراست؛ اقرار شاعرانه و حق‌طلبانه به ایران حقدار است. شاعر، ایران را نه تنها به‌ عنوان یک موقعیت ژئوپلتیک، بلکه به‌عنوان نمادی از مقاومت و پایداری و انسانیت معرفی می‌کند؛ پایداری‌ای که ریشه در تاریخ، خانواده، سنت‌های اخلاقی و رفتار روزمره مردم دارد. چنین خوانشی، فراتر از برداشت‌های معمول سیاسی است. 

لذا می‌توان گفت شعر فاخر ریم‌الوریمی، با تکرار و ترجیع "خذونی‌..." (مرا ببرید، تهران، با مجتبای بزرگوار پیمان ببندم!!) نوعی ادای احترام به مردم و ایران و دلدادگی به رهبری انقلابی و ضد شیاطین زمان است؛ احترامی به استقامت مردمی که در طول نسل‌ها با چالش‌های گوناگون مواجه بوده‌اند.

این سروده، یادآور نقش مهم ملت‌ها در پاسداری از ارزش‌های اصیل انسانی است که مرز نمی‌شناسد و الهام‌بخش و الگوی دیگران می‌شود مردمی که در برابر حوادث، بحران‌ها و فشارهای گوناگون، قامت راست می‌کنند؛ تسلیم نمی‌شوند، شرف را نه در شعار، بلکه در رفتار روزمره خود حمل می‌کنند. پیام او در سروده اش این است که در میان آشوب جهان، جامعه‌ای را دیده که هنوز بر ارزش‌های اخلاقی ایستاده و پرچم کرامت انسانی را زمین نگذاشته است. 

شاعر تونسی تحت تأثیر ویژگی‌هایی قرار گرفته که طی دهه‌های گذشته در رفتار اجتماعی مردم ایران تجلی یافته است. این ویژگی‌ها، که در ادبیات جامعه‌شناسی از آن‌ها با عنوان «تاب‌آوری فرهنگی» یاد می‌شود، برای بسیاری از ناظران بیرونی به‌عنوان شاخصه‌ای برجسته از هویت ایرانی شناخته شده است. 

برای همین، ایران در این سروده نه یک جغرافیا، بلکه یک "نماد" و "الگو" است؛ نماد استواری انسانی. او این روحیه را همان چیزی می‌داند که بسیاری از ملت‌ها از دست داده‌اند. به همین دلیل، سروده‌اش نوعی دعوت است؛ دعوت به بازگشت به شرف، به انسانیت، به پایداری. دعوت به این که اگر در جهان امروز جایی هنوز چراغ کرامت روشن است، باید آن را دید و از آن آموخت. باید این شعر را "مدح مردم ایران" و "ستایش‌نامه فرهنگ ایرانی" نامید. مردمی که اگرچه طغیان های طبیعت، مشکلات اقتصادی، جنگ ها، بحران‌ها و فشارهای بزرگ را تجربه کرده‌اند، اما هنوز به همبستگی، اتحاد، مبارز بودن، مهربانی، خانواده، غیرت انسانی، مهمان‌نوازی و وفاداری پایبند مانده‌اند... 

ببینید چه باشکوه است این شعر: "مرا به خیابانهای تهران ببرید تا بگویم: ما از عربیت مان منحرف شدیم…‌پرچم شرافت در دستان ایرانیها برافراشته شد..."

من از این شعر ارزشمند شاعر آزاده عرب تونسی معاصر، یاد اشعار شاعران مصر و سایر شاعران عرب‌زبان صد و بیست سال پیش در ستایش قهرمان ملی بزرگ ایرانی مشروطه‌خواه و پاسدار آن، مرحوم ستارخان سردار ملی ایران افتادم ... که برای خود مقوله‌ای دیگر است و مقاله‌ای جداگانه می‌طلبد.

انتهای پیام/

ارسال نظرات