تکاب/محمدعلی خالقنژاد
در سه ماه اخیر (فروردین، اردیبهشت و خرداد ۱۴۰۵) و پس از تهاجم دشمن آمریکایی صیهونیستی و دفاع مقدس در «جنگ رمضان»، ایران دوران گذار از فاز نظامی به بازسازی، دیپلماسی و مدیریت بحران اقتصادی را تجربه کرده است.
در ادامه، وضعیت کشور در این بازه زمانی در چهار محور اصلی قابل بررسی است.
۱. وضعیت اجتماعی و سیاسی:
اتحاد ملی و اقتدار جدید
در این سه ماه، فضای سیاسی و اجتماعی ایران حول محور «اتحاد ملی و اقتدار جدید» شکل گرفته است. تصور رایج این است که جنگ رمضان نه تنها باعث دو دستگی داخلی نشد، بلکه ملّت غیور ایران را متحدتر کرد و اعتبار آمریکا را به عنوان ضامن امنیّت منطقه کاهش داد. بسیاری از تحلیلهای داخلی از تغییر جایگاه ژئوپلیتیک ایران و تبدیل آن به یک قدرت نوظهور درعرصه بینالمللی سخن میگویند. در نخستین شبهای جمعه سال، حضور گسترده مردم در مزار شهدای این جنگ در سراسر کشور بازتاب یافت. همچنین رهبر جمهوری اسلامی سال ۱۴۰۵ را سال «اقتصاد مقاومتی در سایه اتحاد ملّی و امنیّت ملّی» نامگذاری کرد که اولویتهای پیش رو را روشن میسازد.
۲. وضعیت اقتصادی و چالشهای بازسازی
با وجود برقراری آتشبس نظامی، «جنگ اقتصادی» همچنان ادامه دارد و دولت مجبور به مقابله با گرانی و تورم است. رئیس کل بانک مرکزی وضعیّت اقتصادی پس از جنگ را «بسیار وخیم» توصیف کرده است. جنگ رمضان به عنوان یک جنگ تمامعیار زیرساختی شناخته میشود که صنایع کلیدی مانند فولاد، آلومینیوم، انرژی و آب را هدف قرار داد. بسیاری از کارخانهها، شهرکهای صنعتی و مناطق مسکونی نیز آسیب دیدند.
در سه ماه اخیر، عملیات بازسازی آغاز شده است: معاونت علمی ریاست جمهوری وعده بازسازی ۳۲ مرکز علمی آسیبدیده را در شش ماه نخست سال داده است. وزیر راه و شهرسازی از رایگان شدن خدمات نظام مهندسی و پروانه ساخت برای خانههای تخریبشده خبر داد و شهرداری تهران نوسازی واحدهای آسیبدیده را با وعده تحویل حداکثر دو ساله شروع کرده است. شرکتهای دانشبنیان نیز برای بازسازی تأسیسات نفت و پتروشیمی وارد میدان شدهاند. کارشناسان اقتصادی بر اولویّت تعمیر شبکههای حملونقل، انرژی و بنادر تأکید دارند و بخش خصوصی نیز آمادگی خود را برای مشارکت در بازسازی اعلام کرده است.
۳. وضعیت دیپلماتیک و مذاکرات با آمریکا
در عرصه سیاست خارجی، مذاکرات فشردهای میان ایران و آمریکا برای تثبیت آتشبس و جلوگیری از بازگشت درگیریها جریان دارد. در اردیبهشت ماه، دو طرف با یک پیشنویس ۱۴ بندی به تفاهم نزدیک شدند و در خرداد نیز علیرغم اختلافات، پیشرفت نسبی حاصل شده است. با این حال، برخی تحلیلهای داخلی معتقدند که این مذاکرات برای طرف آمریکایی یک «باخت» است و ایران پس از تجربه جنگ، هرگز تسلیم شرایط آمریکا نخواهد شد.
۴. وضعیت امنیّتی و نظامی
در اوایل خرداد، انفجارهایی در جنوب ایران و حملاتی از سوی نیروهای آمریکایی به قایقها و پرتابگرهای موشکی گزارش شد. با این که تنشهای امنیّتی به طور کامل پایان نیافته است، اما هوشیاری مقتدرانه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، خیال هرگونه تهاجم بدون پاسخ را به کابوس پاسخهای درهم کوبنده از طرف ایرانی بدل ساخته است. اما وزارت کشور تأکید کرده که آمادگی نظامی ایران اکنون بسیار بالاتر از دوران پیش از جنگ است و بازدارندگی کامل برقرار شده است.
5. سخن آخر، دفاع اقتصادی
با هماهنگی بینظیر و اقتدار مثالزدنی جمهوری اسلامی ایران در سه جبهه حیاتی، نقشههای شوم، پیچیده و از پیش طراحیشدهی دشمنان که هدف نهاییشان ایجاد فروپاشی درونی، انزوای بیرونی و ناامیدی ملی بود، با شکستی مفتضحانه و تاریخی مواجه شد. در جبهه اول، یعنی «خیابان و میدان»، حضور آگاهانه، حماسی و غرورآفرین مردم ایران، هرگونه گمانهزنی رسانههای بیگانه درباره دو دستگی اجتماعی را باطل کرد. در جبهه دوم، «دیپلماسی»، دستگاه سیاست خارجی کشور با هوشمندی، قاطعیت و بدون عقبنشینی از خطوط قرمز، انزوای تحمیلی را شکست و روایت حقطلبانه و مظلومیتزداییشدهی ایران را به گوش جهانیان رساند. و در جبهه سوم، «مردم ایران» با ایستادگی، فداکاری و صبوری در برابر فشارهای سنگین، ستون فقرات این مقاومت را تشکیل دادند. این پیروزی موفق، عزتمندانه و باشکوه، دقیقاً همان مسیری بود که رهبر شهید و فرزانهی این انقلاب ترسیم کرده بودند و اکنون کشور با سربلندی به آن قله مبعوث شده و جامه عمل پوشانده است؛ گویی خون پاک شهدا و هدایت آن رهبر بزرگوار، ضامن این شد که ایران نه تنها در برابر طوفان حوادث خم نشود، بلکه ریشههایش عمیقتر و تنهاش استوارتر گردد.
اینک، ایران در سه ماه پس از پایان جنگ تحمیلی رمضان، کشوری است که از یک آزمون نظامی سنگین، بیسابقه و تمامعیار، سربلند و سرافراز بیرون آمده است. اگرچه ویرانیهای گستردهای در زیرساختهای حیاتی از جمله:کارخانهها، شبکههای انرژی، بنادر و بافتهای مسکونی به یادگار مانده، اما شور و شعف ناشی از پیروزی و غرور ملی، به موتور محرکهای قدرتمند برای «اتّحاد ملی» تبدیل شده است. امروز، مهندسان، کارگران، شرکتهای دانشبنیان، بخش خصوصی و مردم عادی، شانهبهشانه یکدیگر و با عزمی راسخ به بازسازی این ویرانیها پرداختهاند تا هر آجر و هر سازهی جدید، نمادی از احیای قدرت، امید و خودکفایی باشد.همزمان با این تلاشهای جهادی در داخل، دیپلماسی ایرانی در عرصه بینالملل نیز مأموریتی خطیر، حساس و چندلایه بر عهده دارد. تهران در حال مدیریت هوشمندانه و دقیق تنشها با ایالات متحده آمریکا است؛ نه با انفعال یا امتیازدهی یکجانبه، بلکه از موضع قدرت، اقتدار و بازدارندگیِ اثباتشده در میدان نبرد. هدف نهایی این دیپلماسی فعال و پویا، تثبیت آتشبس، عادیسازی نسبی شرایط منطقهای و جلوگیری از هرگونه لغزش یا بازگشت درگیریهای نظامی است. ایران با در دست داشتن کارتهای برندهی ژئوپلیتیک، به دنیا ثابت میکند که صلح پایدار و باثبات، تنها در سایهی احترام متقابل، توازن قوا و به رسمیت شناختن حقوق غیرقابل مذاکرهی ملت ایران امکانپذیر خواهد بود.با این همه، واقعبینی حکم میکند که موانع پیش رو را به درستی شناخت. چالش اصلی و فوری معیشتی مردم در بهار ۱۴۰۵، همچنان سایه سنگین و فرسایندهی «جنگ اقتصادی» است که دشمن با تمام قوا آن را تشدید کرده است. تورم ناشی از شرایط جنگی و محاصره دریایی، نوسانات بازار و خسارات جبرانناپذیر وارده به صنایع مادر (مانند فولاد و پتروشیمی) و بخش مسکن، فشار مضاعفی بر سفره و زندگی خانوارها وارد کرده است. مدیریت این بحران، نیازمند تدابیری فراتر از شعار است؛ نیازمند تزریق منابع هوشمند، حمایت بیقید و شرط از تولید داخلی، کنترل بازار و جلوگیری از هرگونه رانت در فرآیند بازسازی است تا بار این هزینههای سنگین بر دوش اقشار آسیبپذیر جامعه نیفتد.
فعال رسانه ای و مطبوعاتی